من .تو .او
من درس ميخوانم
تو درس ميخواني
او سر چهار راه آدامس مي فروشد
من شام مي خورم
تو رستوران ميروي
او گرسنه است
من به ييلاق ميروم
تو با دوستانت تمام بعد از ظهر را قدم ميزنيد
او با دستمالش شيشه ماشين ها را تمييز مي كند
من پول جيبي ام را از پدرم ميگيرم
تو ماهيانه ات را مادرت ميدهد
او ترازويش را در پياده رو كنارش گذاشته و به 10تومني هايش نگاه ميكند
من پدرم را دوست دارم
تو مادرت را بيش از هر كس دوست داري
او پدرش معتاد و مادرش در خانه اي كار ميكند
من پدرم مادرم را دوست دارد
تو پدرت به مادرت عشق ميورزد
او پدر و مادرش از هم طلاق گرفته اند
من يك خواهر كوچك دارم
تو يك برادر بزرگتر و يك خواهر كوچكتر داري
او 6 برادر و 3 خواهر دارد
من خواهرم دبيرستاني ست
تو برادرت به دانشگاه ميرود
او تمام برادرهايش يا در زندانند ويا معتادند ويا................
من عاشق شده ام
تو ميداني عشق چيست
او تا كنون به هيچ چيز عاشقانه نگاه نكرده است
من آن لاين هستم
تو آن لاين هستي
او بي نان است
من تابستان را دوست دارم
تو بهار و شكوفه هايش را دوست داري
او برايش تابستان و بهار فرقي ندارد
من شبهاي داغ تابستان را بي رو انداز مي خوابم
تو در شبهاي سرد زمستان با پتوي گرمت مي خوابي
او در تابستان و زمستان فقط يك زير انداز لازم دارد
من از زندگي ام راضي ام
تو زندگي ات را دوست داري و به خواسته هايت رسيده اي
او برايش زندگي اجباريست و بدون انتخاب
من او را ديده ام
تو او را ديده اي و تا كنون به زندگي او دقت نكرده اي
او براي ما حقيقتي تلخ است